ریف سنتر

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


گفتم اي يار ابرو کماني
 

1 . گفتمش ای یـــار جانی دلبر ابرو کمانی میشود با من بمانی ؟! – کلوب
‎25 سپتامبر … گفتمش ای یـــار جانی دلبر ابرو کمانی می شود با من بمانی پس بگو از خود نشانی جون www.cloob.com/c/usk/121175722به لبم کرد نگفت خون به دلم کرد نگفت در به درم کرد نگفت دست به سرم کرد نگفت
آخ آخ جگرم سوخت تا فرق سرم سوخت نگا بال و پرم سوخت از بس که دلم سوخت گفتم
که حقیرم که صغیرم که فقیرم گفتم که به دام سر زلف تو اسیرم
 

2 . DandoonTala ( Sepanta Mojtahedzadeh ) دندون طلا / سپنتا مجتهدزاده …Video for ‫گفتم اي يار ابرو کماني‬‎► 3:03
7 Apr – 3 min – Uploaded by The Legends of Artتصنیف
تیتــــــراژ پایانی سریــــال « دنـــــــدون‌طلا » با صــــدای :
سپنتــــــا مجتهـــــــــدزاده ترانه‌ســـرا : هنگامــه مفیـــــــد /
آهنگ و تنظیـــم :…
 

3 . ابرو كمان – سرود و مارش
‎نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم كوكب بخت مرا هیچ music.iranseda.ir/detailsTrack/?g=27011منجم نشناخت یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق هردم
… غمزه ی چشم آن مست ابرو كمان برده دل از قرار من ناتوان غمزه ی چشم آن مست ابرو كمان
برده دل از قرار من ناتوان ای دل و دین من جان شیرین من ای دل و دین من جان شیرین من امان ای
دل …
 

4 . گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸
‎که ایمن گشتم از مکر زمانه. ز ساقی کمان ابرو شنیدم. که ای تیر ملامت را نشانه. نبندی
زان میان طرفی کمروار. اگر خود را ببینی در … معنی بیت ۲: به عقل، راه توشه شراب دادم
و او را از کشور وجود خویش بیرون راندم. معنی بیت ۵ : اگر خود را در میان ببینی و به
خود توجه داشته باشی، از کمر یار بهره ای آنگونه که شاید(همچون کمربند)، نخواهی برد.
 

5 . گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۴
‎هر کاو نظری دارد با یار کمان ابرو …. یادم است شب عروسی خواستم گربه را در حجله https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh24/بکشم به عروس گفتم خانوم جان من بلد نیستم یک میخ به دیوار بکوبم . …. ای مِهر تو
در دل‌ها! وی مُهر تو بر لب‌ها! وی شور تو در سَرها! وی سِرّ تو در جان‌ها! .. حاجی سیسی نوشته:
از برخی حواشی دوستان توشه برداشتم. برخی غیر منصفانه غزل سعدی را عاری از
عرفان …
 

6 . گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲
‎مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو … همیشه گفتم حافظ و سعدی و مولانا
اشعارشان را فقط برای این سروده اند که با صدای دماوند آواز ایران، استاد شجریان خوانده
شود… …. چنین که جلوه گری می کنی وچهره نمی پوشانی، من از آن می‌تـرسم که جاذبه ی
کمان ابـروی دلـربـایـت، سبب گردد من محرابِ مسجد رارهاکرده ودل به محرابِ ابروی
توبربندم.
 

7 . شعر نو کمان ابرو چشم لب
‎کمان ابرو ای کمان ابروی مشکین موی من ای تویار خوب و زیبا روی من درپی ات بی تاب shereno.com/list/كمان+ابرو++چشم+لب.htmlگشتم روز و شب برده ای تاب و تب از پهلوی من کاش یک بار دگر بینم تورا … جمال یار.
شاعر محمد شمس باروق. ای یار کمان ابرو چشم پیاله آیین تو چیست بردار نقاب چهره از
جمال ، کابین تو چیست یارب این سرو پریچهره از خود بی خودم کرده این عکس کیست …
 

8 . آواز در قفس – تیتراژ دندون طلا با بازخوانی بانو شوکا.. – میهن بلاگ
‎29 نوامبر … گفتمش ای یـــار جانی دلبر ابرو کمانی می شود با من بمانی پس بگو از خود نشانی جون shouka.mihanblog.com/post/9به لبم کرد نگفت خون به دلم کرد نگفت در به درم کرد نگفت دست به سرم کرد نگفت
آخ آخ جگرم سوخت تا فرق سرم سوخت نگا بال و پرم سوخت از بس که دلم سوخت گفتم
که حقیرم که صغیرم که فقیرم گفتم که به دام سر زلف تو اسیرم
 

9 . ابوسعید ابوالخیر (رباعیات) – ویکی‌نبشته
‎11 ژوئن … آن یار که عهد دوستداری بشکست, می‌رفت و منش گرفته دامن در دست. می‌گفت دگر باره https://fa.wikisource.org/wiki/ابوسعید_ابوالخیر_(رباعیات)به خواب‌م بینی … تیری ز کمانخانه ابروی تو جست, دل پرتو وصل را خیالی بر بست.
خوشخوش زدلم گذشت و می‌گفت بناز ….. با دل گفتم که ای دل احوال تو چیست, دل دیده
پر آب کرد و بسیار گریست. گفتا که چگونه باشد احوال کسی, کو را …
 

10 . غزل ۱ الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی
‎… خود پرهيز کن از تير ما غزل ۱۰ ساقی به نور باده برافروز جام ما مطرب بگو که کار www.cs.cmu.edu/~nsharifr/hafez.txtجهان شد به کام ما ما در پياله عکس رخ يار ديده‌ايم ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما هرگز
 







NS