ریف سنتر

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


انجمن لوتي داستان من و بابا و مهسا
 

1 . انجمن لوتي داستان من و بابا و مهسا – آرمان دانلود
‎اون موقع خواهرم مهسا 13 سالش بود . دوم راهنمايي بود .و منم دوم دبيرستان بودم . … ( البته armanisp.ir/انجمن-لوتي-داستان-من-و-بابا-و-مهسا/خواهرم هيكل خوبي داشت و به دبيرستاني ها مي خورد ) گفت من نميدونم اگه اين كارو نكني
به بابا مي گم همه دوستام دوست پسر دارن خوب منم مي خام ديگه گفتم باشه … 2 . Incest
Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 76 – انجمن لوتی گفتم بابا سارا …
 

2 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 15 – انجمن لوتی
‎خواهر کیر پرست من داستاني كه مي خام براتون بگم ماله 2 سال پيشه يعني زماني كه من
16 ساله بودم . اون موقع خواهرم مهسا 13 سالش بود . دوم راهنمايي بود .و منم دوم دبيرستان
بودم . … ( البته خواهرم هيكل خوبي داشت و به دبيرستاني ها مي خورد ) گفت من نميدونم
اگه اين كارو نكني به بابا مي گم همه دوستام دوست پسر دارن خوب منم مي خام ديگه گفتم
باشه …
 

3 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 76 – انجمن لوتی
‎گفتم بابا سارا بابا حق داشته دخترشم اما عجب کیری داشت مامان چه حالی می کرد
بیشرف بابا زود تر رسید خونه مامانم رفت خونه خاله خالمم بزور شام نگهش داشت شام
اونجا بود . ….. مهسا جون طوري حشري شده بود ديگه داشت آبم رو باساكي كه با دهنش ميزدم
در مي آورد گفتم داره آبم مياد ها بلند شد و خوابيد به پشت پاهاش رو گذاشت رو شونه هام و
گيرم رو …
 

4 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 69 – انجمن لوتی
‎وقتی اومد خیلی جیگر شده بود قربونش برم بعد رفت لباسشو عوض کرد یه دکلته
مشکی پوشید که خیلی بهش میومد مهمونی داشت به خوبی پیش میرفت تا این که من دوس
دخترمو بردم اتاق یه خورده حال کردیم باهم دوستای الهام و مهسا همه تقریبا خوشگل بودن
داشتن میرقصیدن منم رفتم باهاشون رقصیدم با ابجیمو دوست دخترم اواخر مهمونی بود
که …
 

5 . مهسا و مونا – انجمن لوتی
‎مهسا و مونا – قسمت اول چند سال پیش، بعد از بدنیا آمدن مونا ، همسرم بدلیل بیماری و
سرطان فوت کرد ، و من در طول این سالها مهسا (دختر بزرگم ) و مونا رو با زحمت زیادی
بزرگ کردم . … انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / …. مونا هم دوش گرفت وقتی داشت
حولش رو می پوشید که بره بیرون بهش گفتم : به مهسا بگو بابا گفت اگه میایی
زودباش .
 

6 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 4 – انجمن لوتی
‎اینقدر بی حوصله بودم که حال نداشتم جوابشو بدم گفتم برو بابا .. نشستم رو
صندلیه روبه روش خیلی عادی بود کثافت می خواست رد گم کنه واسه همین اینقدر عادی
رفتار می کرد باید حالشو می گرفتم اما الان نه بهزاد و مهسا نبودن حتما رفته بودن تو
اتاق بهزاد همونجوری زل زدم به بهنام اصلا حواسش به من نبود داشت از سالادی که پیشش
بود می …
 

7 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 58 – انجمن لوتی
‎اولین سکس افسانه سلام من افسانه هستم الان که این اتفاق زندگیم را مینویسم بیست
و هشت سالمه من یک خانواده چهار نفره دارم بابا که شغلش آزاده مامانم که دبیر آموزش و …
گفتم من بیشتر دیدم من من میکنه یهو گفت یچیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه
گفت قول بده هرچی باشه ناراحت نشی قول دادم گفت من مهسا جونو خیلی دوسش دارم گفتم
خوب …
 

8 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 73 – انجمن لوتی
‎داستان از اونجایی شروع شد که مادر و پدر من برای یک سری کار رفته بودن چند روزی به
ویلامون ومن هم که باید به یکی از پروژه های پدرم سر می زدم نرفتم آخه پدرم هم مهندس
عمرانه.پنج شنبه بود عمم ساعت تقریبا12.30 ظهر اومد خونمون که به مادرم سر بزنه . که
من خونه بودم عمم اومد داخل و با هم احوال پرسی کردیم و به عمم گفتم که بابا ومامان خونه …
 

9 . سه ضرب در دو
‎20 سپتامبر … بابا داشت به شراره می گفت من از همون وقتی که یه دختر رسیده ای شدی آرزوی یه همچین hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272564.htmlروزی رو داشتم و همیشه در رویاهام بود که بتونم باهات سکس داشته باشم و ….. چون توي
كامنتها اسمتو ديده بودم فكرنميكردم با اين داستان به جرگه نويسندگي وارد بشي،آخه
تو كه ميدوني اكثر كاربران شهواني با اين نوع سكس مشكل دارند و …
 

10 . فقط يكيو ميخوام كه به داستان زندگيم گوش بده… – همدردی
‎4 سپتامبر 2008 … سلام من تازه عضو اين سايت شدم و از اينكه تونستم يه جايي رو پيدا كنم كه حرف دلم رو بزنم خيلي خوشحالم داستان زندگي من : من مهسا . 22 ساله از اصفهان هستم. نميدونم از كجا
 







NS